امروز هم بحمدالله اقبال مردم و جوانها به نواي مداحان ، اقبال خوبي است. مي بينيد مردم استقبال مي کنند ، علاقه نشان مي دهند ، اجتماع مي کنند ، اين يک موقعيت است.
موقعيت وقتي حساس شد وظيفه حساس و خطير مي شود. مداح ها بدانند چه مي خوانند و چه مي گويند ؛ صداي خوش ، آهنگ قشنگ ، موقعيت ممتاز ، تريبون خوب ، اقبال فراوان ، امروز هم که جوانها بحمدالله جامعه و کشور ما را با صفاي دل خودشان مصفا کرده اند اين همه جوان در اين کشور وجود دارد همه متوجه شما هستند. شما چه مي خواهيد به مردم بدهيد؛ اين که من هميشه روي آنچه مي خوانيد و آنچنان که مي خوانيد، تاکيد مي کنم به خاطر اين حساسيت است.
در منبر مداحي حتما در اول ، فصلي اختصاص بدهيد به نصيحت يا بيان معارف به زبان زيباي شعر. اصلا رسم مداحي از قديم اين طور بوده است ، الان يک مقدار آن رسمها کم شده. مداح در اول منبر يک قصيده ، فقط در نصيحت و اخلاق ، با الفاظ زيبا خطاب به مردم بيان مي کرد ، مردم هم مي فهميدند و اثر هم مي گذارد. من يک وقت گفتم که گاهي شعر يک مداح از يک منبر يک ساعتي ما اثرش بيشتر است. البته هميشگي نيست ، گاهي است. اگر خوب انتخاب و اجرا شود، اين طوري خواهد بود.
صاحب حرفهى مداحى كه خود را مفتخر كرده است به اينكه در اين راه خدمت و كار كند، اگر بخواهد همهى اين خصوصيات را جمع كند، اولاً احتياج دارد به مطالعه و كار. به قول معروف، بىمايه فطير است. احتياج به مطالعه هست، احتياج به كار هست. البته مداحهاى قديمى ما مقيد بودند حتماً از حفظ بخوانند؛ بد ميدانستند كه از رو بخوانند. امروز خوشبختانه اينجور نيست. هيچ لازم نيست كه حالا مثلاً ساعتها صرف وقت كنند، قصيدهاى را، شعرى را حتماً حفظ كنند؛ نه، از رو هم بخوانند. منبرىها هم همين جورند. ما در دوران جوانى و نوجوانى هرگز نديده بوديم كه منبرى از جيبش كاغذ در بياورد، حديث را از رو بخواند؛ اين را بد ميدانستند. مرحوم آقاى فلسفى (رضوان اللَّه عليه) اين سنت غلط را شكست؛ از جيبش كاغذ در آورد، روايت را از رو خواند. خب، ايشان واعظ درجهى يك كشور بود. حالا هم وعاظ ياد گرفتهاند. براى اينكه درست بخوانند، براى اينكه بجا بخوانند، براى اينكه آنچه ميخواهند بخوانند، بخوانند، كاغذ را از جيبشان در مىآورند، حديث را ميخوانند؛ مطلب را كه نوشتهاند، ميخوانند؛ شعر را ميخوانند؛ اين خيلى كار را آسان كرده. مداحى هم همين جور. بنابراين مطالعه كردن، يادداشت كردن، يادداشت داشتن، با حساب و كتاب و مطالعه حرف زدن، شرط اول است.
شرط دوم اين است كه در مطالعات خود، با قرآن و حديث آشنا شويد. انس با قرآن براى همه لازم است؛ اين را ما به همه توصيه ميكنيم، به همهى جوانهاى كشور توصيه ميكنيم. امروز خوشبختانه همين جور هم شده؛ انسان در ميان دانشجوها، در ميان طلاب، در بين جوانهاى غير دانشگاه و حوزه، عناصرى را مىبيند كه با قرآن انس دارند؛ بعضىشان قرآن را حفظ هم دارند؛ بعضى هم كه حفظ ندارند، قرآن را فىالجمله درك ميكنند؛ يعنى ولو حالا تمام جزئيات را هم ندانند، مضمون را ميفهمند؛ اين خيلى چيز مغتنمى است.
چيز ديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم، استفادهى از مدحها و تمجيدهاى بىمعناست، كه گاهى هم مضر است. فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل (سلاماللَّهعليه) صحبت مىشود؛ بنا كنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعريف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را ديدهايد و مىدانيد چشمش چگونه بوده؟!
اينها سطح معارف دينى ما را پايين مىآورد. معارف شيعه در اوج اعتلاست. معارف شيعى ما معارفى است كه يك فيلسوفِ در غرب پرورش يافتهى با مفاهيم غربى و بزرگ شدهى آشناى با معارف فلسفىِ غرب مثل هانرىكُربن را مىآورد دو زانو جلوى علامهى طباطبايى مىنشاند؛ او را خاضع مىكند و مىشود مروج شيعه و معارف آن در اروپا. مىشود معارف شيعه را در همهى سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامى بگيريد تا سطوح بالاترين فيلسوفها. ما با اين معارف نبايد شوخى كنيم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عين تشنگى و بر لب آب، بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى كربلا به اين است كه از حريم حق در سختترين شرايطى كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند.
شعر را از لحاظ هنري ، سطح خوب انتخاب کنيد ، چون اثرگذار است. شعر خوب و شعر هنري همان خاصيت عمومي هنر را دارد. خاصيت عمومي هنر اين است که بدون اين که خود گوينده ، حتي در خيلي موارد توجه داشته باشد و غالبا بدون اين که مستمع توجه داشته باشد ، اثر مي گذارد.
اين بهترين نوع اثرگذاري است. شما ببينيد خداي متعال براي بيان عالي ترين معارف ، فصيح ترين بيان را انتخاب فرموده ، يعني قرآن. که در خود قرآن هم مي گويد نمي توانيد مثل لفظ و ساخت هنري آن را بياوريد.
من شنيده ام در مواردي از آهنگهاي نامناسب استفاده مي شود. خودتان آهنگ بسازيد. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقينا در جمع علاقه مندان به اين جريان کساني هستند که مي توانند آهنگهاي خوب ، مخصوص مداحي بسازند.
نكتهى آخر هم آهنگ است. من شنيدهام در مواردى از آهنگهاى نامناسب استفاده مىشود. مثلاً فلان خوانندهى طاغوتى يا غيرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براى عشاق امام حسين، آيات والاى معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن؛ اين خيلى بد است. خودتان آهنگ بسازيد. اين همه ذوق و اين همه هنر وجود دارد. يقيناً در جمع علاقهمندان به اين جريان كسانى هستند كه مىتوانند آهنگهاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى.
به هر حال ميدان شما ميدان وسيعي است ، ميدان کار و اثرگذاري است . امروز مداحان جوان بحمدالله خيلي هستند ، اقبال جوانها هم خيلي زياد است. اين مزرع ، بسيار مستعد و قابل بذرافشاني است. اگر خوب بذرافشاني شود ، تاثيرات و محصولش فوق العاده با ارزش خواهد بود. از اين فرصت استفاده کنيد و استفاده کنيم ، نظام اسلامي استفاده کند شعر خوب ، آهنگ خوب ، مضمون خوب ، اجراي خوب ، صداي خوب اين يک چيز استثنايي و فوق العاده خواهد بود./ش