بدون شک اگر درایت و بصیرت رهبر معظّم انقلاب و همراهى و هوشیارى مردم نبود و آنان با ولایت فقیه همراه نمىشدند، آتش فتنه به این زودىها خاموش نمىشد و پیامد منفى بیشترى را براى کشورمان بهدنبال داشت.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، ملّت ایران در نهم دىماه سال 1388 با حضور آگاهانه و مقتدرانه و بیعت دوباره با آرمانهاى امام خمینى(ره) و مقام معظّم رهبرى، حماسهاى جاودان و به یاد ماندنى را در تاریخ انقلاب آفریدند. نمایش بصیرت و هوشیارى مردم مؤمن، با بصیرت و غیرتمند ایران در این حماسه باشکوه، چنان تجلى یافت که به فرموده مقام معظّم رهبرى: «اگر صدها بار هم براى نعمت هوشیارى این ملّت سجده شکر بهجاى آورده شود، باز هم کم است. حماسهاى که محاسبات دشمن را به هم ریخت؛ محاسباتى که با همکارى و برنامهریزى عدهاى اقلیت در داخل از روى بغض و کینه شکل گرفته بود اما در این روز حماسى یک بار دیگر امّت اسلامى با بصیرت عمل کرد و دشمنان نظام مأیوس شدند.»
بدون شک اگر درایت و بصیرت رهبر معظّم انقلاب و همراهى و هوشیارى مردم نبود و آنان با ولایت فقیه همراه نمىشدند، آتش فتنه به این زودىها خاموش نمىشد و پیامد منفى بیشترى را براى کشورمان بهدنبال داشت. درایت، تدبر، مدیریت و مهربانى معظّم له در آن مقطع حساس باعث شد جامعه بیشتر از آن اسیر فتنهجویىهاى دشمنان نشود و بتواند راه خود را ادامه دهد. نهم دىماه بهعنوان حماسه عظیم حضور میلیونى مردم در دفاع از آرمانهاى انقلاب و تجدید میثاق با ولى فقیه، بعد از فتنه انتخابات ریاست جمهورى سال 88 در تاریخ انقلاب اسلامى ثبت شده و ماندگار خواهد بود.
شاید علت اصلى شکلگیرى حماسه 9 دى در ظاهر انتخابات 88 و اعلام تقلب در انتخابات توسط کسانى بود که پیروز انتخابات نبودند، بهواقع این صورت مسأله بود و واقعیت چیز دیگرى بود. کسانىکه در انتخابات شرکت نکرده بودند و یا اگر هم رأى دادند، مقصود دیگرى داشتند، قصدشان انتخاب رئیس جمهور نبود. مخالفان جمهورى اسلامى ایران بر این عقیدهاند که فضاى سیاسى ایران در همهى زمینهها براى بهرهبردارى و عملیاتىکردن الگوهایى چون انقلاب رنگى آماده است.
بر این اساس، جمهورى اسلامى چون نظامى است که یکى از لایهها و رویههاى آنرا به هر ترتیب، انتخابات شکل مىدهد و «نظام انتخاباتى بالنّسبه فرصتخیزى دارد و از اینرو، مستعد الگوهاى مسالمتآمیز تغییر همچون انقلاب رنگى است» این جریان از آغاز پیروزى انقلاب با این انقلاب الهى همراه شده بود.
در فتنة سال 88 تعدادى از خواص مردود که در انتخابات ریاست جمهورى شکست خورده بودند، طغیان کردند؛ همهچیز و همهکس را متهم نمودند و حتى حاضر شدند با دشمنان قسمخورده نظام همسو و همراه شوند و به طور مستقیم از بیگانگان خط بگیرند و به نسخههاى آن عمل کنند و تا حد براندازى نظام پیش روند و کشور را به اغتشاش بکشانند و به قتل و غارت دست بزنند، یا از فتنهانگیزان و غارتگران حمایت کنند و با سخنان دو پهلو و غیرشفاف، فتنهگران را حق و خواستههایشان را مشروع و قانونى جلوه دهند تا زمینه را براى فتنهگران مساعد سازند. اما رهبر معظّم انقلاب هوشیارانه و با صلابت و با اقتدار، درست یک هفته بعد از برگزارى انتخابات در خطبههاى نماز جمعه، آب پاکى را روى دست ناپاک آمریکا و صهیونیستها و بدخواهان داخلى ریختند و در بیاناتى نقشه دشمن را نقش بر آب کردند.
همانطور که گفتیم روز 9 دى با توجه به پیشزمینههایى که حوادث پس از انتخابات بهوجود آورده بود، شکل گرفت؛ از جمله این پیشزمینهها مىتوان به عواملى همچون زیر سؤال بردن اصل دین، نظام مقدس اسلامى و همچنین اصل ولایت فقیه اشاره کرد که باعث شد مردم ایران با خلق حماسه ماندگار خود، دشمنان قسمخورده نظام اسلامى را مأیوس کنند.
از دیگر زمینههاى اصلى شکلگیرى حماسه 9 دى مىتوان به هتک حرمت ماه محرم و روز عاشورا اشاره کرد که باعث جریحهدارشدن احساسات مذهبى مردم ایران شد. اوج حرکت این افراد در روز عاشورا گویاى این بود که آنها معتقد به ارزشها و مظاهر اسلامى از جمله امام حسین(ع) و عاشورا نبودند و بههمیندلیل روز عزاى حسین(ع) را به جشن تبدیل کردند و به صفوف نماز عزاداران و افرادى که بر حسب ظاهر چهره حزب اللّهى داشتند، حمله کردند و شعارهایى دادند که نشانگر مبارزه اساسى با نظام اسلامى و اصل ولایت بود و همین، مردم را به صحنه کشاند.این هتک حرمت به عاشورا و عزاداران حسینى، ملّت ایران را نگران و چشمان آنان را گریان کرد و 9 دىماه واکنش به این حرکت و اعلام حمایت از ولایت و شخص مقام معظّم رهبرى بود.
نهم دى سال 1388 بهعنوان «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» در تاریخ انقلاب اسلامى ماندگار شد. این حماسه تاریخى و ماندگار به تعبیر رهبر معظم انقلاب «یکى از قلّههاى فراموشنشدنى»، «حرکت برخاسته از بصیرت»، «شناختن موقعیت و حضور در لحظههاى مورد نیاز»، «حرکتى در فضاى غبارآلود»، «حرکتى متکى بر ایمان و اراده الهى»، «مردمى و خودجوش» در تاریخ انقلاب اسلامى بود. در حقیقت، ابعاد گسترده و حجم عظیم این حماسه عظیم مردمى مافوق محاسبات بشرى بود. بهگونهاى که رهبر انقلاب بر ناممکنبودن خلق حماسه ماندگار نهم دى با ارادههاى انسانى صحه گذاشتند و فرمودند: «دست خداى متعال، روح ولایت و روح حسینبنعلى(ع) در لحظه لحظه آن حماسه ماندگار، دیده مىشد.»
ریشهها، علل و عوامل و زمینههاى شکلگیرى حماسه 9 دى که بیانگر اوج حمایت و پشتیبانى ملت از نظام و انقلاب و رهبرى عظیمالشأن است، بهخوبى شناخته شدهاند و در این حوزه طى سالهاى اخیر مطالب و مقالات متعددى به رشته تحریر درآمده و ارائه شده است. در واقع، زمینهها و علل شکلگیرى 9 دى را بهطور اخص مىتوان در چهار متغیر عمده به شرح ذیل مورد شناسایى قرار داد: حاکمیت گفتمان دینى در جامعه و باورهاى دینى و ارزشهاى اسلامى مردم، تبعیت و اطاعت از فرامین رهبرى و التزام عملى به اصل ولایت مطلقه فقیه، برخوردارى مردم از شعور، بصیرت، آگاهى و بینش سیاسى- اجتماعى مثالزدنى و همچنین درک واقعى مفهوم عاشورا و پیامهاى نهضت عظیم حسینى.
افزون بر آن، باید حماسه 9 دى را بهخاطر ویژگىهاى خاص و متمایز آن از جمله، واکنش سریع و بهموقع مردم نسبت به تهدید ضد انقلاب، خودجوش و کاملاً مردمىبودن حرکت، فراگیرى و حضور گسترده همه اقشار، سلیقهها و ذائقههاى سیاسى، حضور بارز نسل سوم و جوان انقلاب اسلامى، سردادن شعارهاى کاملاً سیاسى و معنادار و نیز بازتاب گسترده داخلى و خارجى، باید یکى از رویدادهاى ویژه انقلاب اسلامى بهشمار آورد که آنرا به نقطه عطفى در نظام مقدس اسلامى تبدیل ساخت.
نکته دیگر اینکه، حماسه 9 دى 1388 آثار و پیامدهاى فراوانى نیز در داخل و خارج از کشور داشت که نمایانشدن ظرفیت درونى و واقعى انقلاب اسلامى در مواجه با تهدیدات، برجستهترین آنها مىباشد. به این معنا که حماسه 9 دى این باور را ایجاد کرد که تفکر انقلاب اسلامى و مدیریت نظام جمهورى اسلامى ظرفیت لازم را براى رویارویى با چالشهاى پیچیده دارد و مىتواند آسیبهاى داخلى خود را ترمیم کند و از گردنههاى سخت عبور کند که فتنه 88 یکى از مهمترین گردنهها بود. مدیریت نظام در مهار فتنه و آشکارسازى ابعاد آن در جامعه نقش اساسى در خلق حماسه نهم دى داشت. نظام بهویژه پس از حادثه روز عاشورا که در روز 6 دى اتفاق افتاد، چالش را بهعنوان چالش با باورهاى مردم رسانهاى نمود. پیوند جریان فتنه با نظام سلطه و ضد انقلاب را بهخوبى نشان داد و ماهیت فتنه را که چیزى غیر از رقابتهاى انتخاباتى و تقلب در انتخابات بود، نمایان ساخت.
با وجود بحران ناشى از فتنه، در مدیریت آن، رفتار کنترل بحران و وضعیت اضطرارى به جامعه تحمیل نگردید. هرچند در صحنه، بحران ناشى از فتنه مدیریت و کنترل مىشد. این اقدام نظام در وضعیتى بود که سران فتنه و ضد انقلاب خارجى و دولتهاى غربى، فتنه 1388 را بهعنوان بحران پرهزینه که نظام و جامعه در مدیریت آن به بنبست رسیده است، القا مىکردند. برخى از تحلیلگران خارجى کنشهاى اعتراضآمیز پس از انتخابات را بزرگترین چالش داخلى نظام در سه دهه گذشته معرفى کردند. بنابراین، نظام مقدس اسلامى نشان داد که برخلاف تصورات رایج غربىها و جریانات ضد انقلاب داخلى، هنوز از ظرفیت و توانمندىهاى بالایى براى مهار تهدیدات و خطراتى که در ابعاد گوناگون متوجه نظام مىشود، برخودار است که بهرهمندى از این ظرفیت در 9 دى بهخوبى نشان داده شد.
علاوه بر نمایانشدن ظرفیت واقعى انقلاب اسلامى در 9 دى، این حماسه آثار و پیامدهاى دیگرى نیز در پى داشت که مىتوان آنها را بهصورت اختصارى به شرح ذیل بیان داشت: آشکارشدن پیوند جریان فتنه با خارج از کشور؛ در هم فروریزى باورها و برآوردهاى جریان فتنه؛ تقویت باور به جنگ نرم در جامعه به این مفهوم که مشکل باور به وجود جنگ نرم و انکار آن توسط برخى از نخبگان و جامعه با بصیرتى که در فتنه 1388 راه افتاد، به میزان قابل توجهى برطرف شد و به قول رهبر انقلاب موجب واکسینهشدن نظام گردید؛ آشکارشدن چهره واقعى نخبگان کشور؛ افشاشدن سناریوهاى گسترده غرب براى براندازى نظام و همچنین، شکست نظریههاى غربى و کپىبردارى از الگوهاى پدیده انقلابهاى مخملى در ایران.
بصیرت؛ وجهه بارز حماسه 9 دى
اما حقیقت این است که باید بصیرت، بصیرتافزایى و بصیرتآفرینى را وجهه بارز و شاخصه ممتاز حماسه 9 دى قلمداد نمود که توجه به این اصل در تبیین 9 دى بیش از پیش داراى اهمیت مىباشد. حماسه 9 دى نشان داد که از نظر امت، بصیرت به مفهوم دانایى صرف نیست، بلکه دانایى همراه با باور و ایمان قلبى به اصل امامت و مفهوم مترقى ولایت فقیه است. بصیرتى که در 9 دى 1388 متجلى شد، به مفهوم واقعى کلمه بصیرتى بود که حاصل آن مشاهده درست و دقیق حوادث، تفکر و تدبر در آنها و سنجیدن مسایل و حوادث جارى کشور و همچنین، ایستادگى و مقاومت نرمافزارى ملت در برابر تهدیدات ناشى از این حوادث بود که دامنگیر نظام مقدس اسلامى شده بود. کما اینکه این مقاومت در بهترین نحو، موجب مهار و خنثىسازى این تهدیدات و واکسینهشدن نظام اسلامى گردید.
از نظر رهبر فرزانه انقلاب، بصیرت داراى دو سطح است. یک سطح، سطح اصولى و لایه زیرین بصیرت است و دیگرى، لایه عمیق بصیرت. ایشان در توضیح سطوح بصیرت مىفرمایند: «انسان در انتخاب جهانبینى و فهم اساسى مفاهیم توحیدى، با نگاه توحیدى به جهان طبیعت، یک بصیرتى پیدا مىکند که در واقع، این پایه اساسى معرفت است؛ پایه اساسى بصیرت است. این بصیرت خیلى چیز لازمى است؛ اینرا باید ما در خودمان تأمین کنیم. بصیرت در حقیقت زمینه همه تلاشها و مبارزات انسانى در جامعه است. این یک سطح بصیرت است. دومى سطح وسیع بصیرت و لایه عمیق بصیرت است. در حوادث گوناگون هم ممکن است بصیرت و بىبصیرتى عارض انسان شود. انسان باید بصیرت پیدا کند. این بصیرت به چه معناست؟ یعنى چه بصیرتى پیدا کند؟ چه جورى مىشود این بصیرت را پیدا کرد؟ این بصیرتى که در حوادث لازم است و در روایات و در کلمات امیرالمؤمنین(ع) هم روى آن تکیه و تأکید شده، بهمعناى این است که انسان در حوادثى که پیرامون او مىگذرد و در حوادثى که پیش روى اوست و به او ارتباط پیدا مىکند، تدبر کند؛ سعى کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحى عبور نکند... حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آنها تدبر کردن، در انسان بصیرت ایجاد مىکند؛ یعنى بینایى ایجاد مىکند و انسان چشمش به حقیقت باز مىشود.»
در واقع، بصیرتى که بیش از پیش مورد تأکید اسلام مىباشد، همان بصیرت از نوع سیاسى آن است که به وضوح در حماسه 9 دى به رخ جهانیان کشیده شد. فلذا، حماسه نهم دى را بایستى یکى از حرکتهاى عمده، خودجوش، عاشورایى و برخوردار از ماهیت و درونمایه بصیرتافزاى مردم در دوران پس از انقلاب تلقى نمود که با خنثىسازى توطئههاى خارجى و خیانتهاى عناصر داخلى، انقلاب و نظام مقدس اسلامى را بیمه کرد. در این بین، بصیرت و شعور سیاسى و اجتماعى مردم نقشى اساسى ایفا نمود و زمانشناسى و هوشمندى ملت در مقابل توطئههاى داخلى و خارجى که با تبعیت از امامت امت و رهبرى عظیم الشأن حاصل گردیده بود، موجب شد تا بهصورت گسترده بساط فتنه و فتنهانگیزى که پس از انتخابات ریاست جمهورى نهم با حمایتهاى سیاسى و غیر سیاسى غرب و در رأس آن محافل آمریکایى، در داخل ریشه دوانیده بود، خشکانده شود.
عظمت حماسه 9 دى در کلام امام خامنهاى (مدظله العالى)
از منظر ولایت، حماسه 9 دى داراى عظمت و اهمیت فراوان است و بر همین اساس، در تاریخ این حماسه ماندگار خواهد بود. با مرور اجمالى بر فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامى نسبت به این حرکت عظیم مردمى، بیش از 20 کلیدواژه قابل استخراج است.
کلیدواژههایى که هر کدام نیاز به بررسى و تحلیل دارد و از طریق این کلیدواژهها مىتوان به جوهره این حماسه جاوید براى فهم آن نزدیک شد. برخى از این کلیدواژهها عبارتند از: «حرکتى که دست خداوند متعال آنرا هدایت کرد، حرکت دینى و اسلامى، نقش عاشورا در این حرکت، شناخت موقعیت، بصیرت، دشمنشناسى، حرکتى خودجوش، حرکت در فضاى غبارآلود، قله فراموشنشدنى، کارى غیرمتعارف و معمول، روزى که حجت را بر همه تمام کرد، نمایش آمادگى و سرزندگى مردم، حضورى مجاهدانه، عکسالعمل مردم به فتنهگران و حرکتى که بیمارى انقلاب را درمان کرد.»
تأمل در کلیدواژههاى ذکرشده نشان از عظمت حماسه 9 دى سال 1388 دارد. مقام معظم رهبرى از فتنه 88 بهعنوان یک بیمارى یاد مىکنند که با حماسه 9 دى، این بیمارى از انقلاب و جامعه اسلامى دفع شد. شناخت این بیمارى ترکیبگونه از چندین بیمارى مزمن، در واقع شناخت زمینهها و علل شکلگیرى این حماسه بزرگ است.
فتنه 88 بهمثابه یک بیمارى
رهبر معظم انقلاب اسلامى از فتنه 88 بهعنوان یک بیمارى یاد کرده و در نشست با اعضاى ستاد 9 دى، قریب به این مضمون فرمودند که فتنه 88 تنها آنچیزى نبود که در خیابان دیده شد. این فتنه مقدمات فراوانى داشت. اهداف خطرناکى داشت. یک بیمارى بود که با اقدامات و حرکات امنیتى هم نمىتوانستیم آنرا درمان کنیم. این وضعیت یک حرکت عظیم مردمى نیاز داشت.
تشبیه فتنه 88 به یک بیمارى و آن هم بیمارى مزمن و خطرناک از سوى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى، بیانگر عمق فتنه و پیچیدگى توطئهاى بود که سالها براى طراحى و عملیاتىکردن آن تلاش شده بود و در نهایت این توطئه بزرگ و پیچیده در بستر انتخابات دهمین دوره ریاست جمهورى اجرا شد.
اگر حرکت عظیم مردمى در نهم دىماه سال 88 را حرکتى موفق براى درمان این بیمارى بدانیم، بخشى از شناخت زمینهها و علل شکلگیرى حماسه 9 دى در گرو شناخت این بیمارى مىباشد، اما نکتهاى که باید در نظر داشت، توجه به نوع این بیمارى است.
در واقع فتنه 88 نه یک بیمارى ساده، بلکه محصولى از ترکیب چند بیمارى بود که عوارض آن پس از انتخابات 22 خرداد سال 1388 آشکارا ملاحظه شد. بررسى و تحلیل مجموعه حوادث تلخ و ناگوار پس از انتخابات در کشور که چالشهاى امنیتى را براى نظام اسلامى به همراه داشت و امنیت ملى را نیز در معرض تهدید قرار داد، نشان مىدهد چالشگران نظام اسلامى با ترکیبى عجیب و حیرتانگیز با انگیزهها، گرایشات و سوابق سیاسى- فکرى غیرهمسو در گذشته، جبهه واحدى را علیه نظام اسلامى شکل داده و تحت عنوان مردم بهدنبال رسیدن به مقاصد شوم خود هستند.
در این جبهه معارض با انقلاب و نظام اسلامى چند حلقه قابل ملاحظه و مطالعه است.
1- عناصر میدانى و کف خیابانى شامل افراد بىبصیرت و فریبخورده تا تمامى جریانهاى ضدانقلابى شناسنامهدار و یا بدون شناسنامه از قبیل سلطنتطلبان، منافقین، گروههاى چپ مارکسیستى، ملىگراها و لیبرالهاى غربگرا، بهایىها و خانوادههاى معدومین، شیطانپرستها و...
2- بازیگران داخلى بهصورت دو لایه آشکار و پنهان در پشت صحنه، شامل احزاب و گروههاى دوم خردادى و برخى از شخصیتهاى با سوابق بارز انقلابى که هر کدام به دلیلى با فتنهگران همراه شدند.
3- بازیگران خارجى اعم از دشمنان شناختهشده مثل آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستى به همراه ضدانقلابیون خارجنشین، قرارگرفتن افرادى چون موسوى، خاتمى و کروبى در کنار دشمنان قسمخورده انقلاب اسلامى و مقابله آنان با نظام اسلامى، حکایت از پیدایى یک بیمارى در جامعه اسلامى مىکند.
در واقع آشکارشدن این جبهه با مختصات مذکور بهعنوان یک جبهه معارض و چالشساز با هدف براندازى نظامى که از نظر حضرت امام خمینى(ره) حفظ آن از اوجب واجبات است، نشان مىدهد که چگونه نظام اسلامى و جامعه اسلامى دچار بیمارى شده است.
چیستى و چرایى پیدایى فتنه
فتنه را تشبیه کردهاند به آن حالت، وضعیت و فضاى غبارآلودى که بهدلیل غبارآلودگى، دید محدود مىشود و قدرت تشخیص کاهش مىیابد و بعضاً افراد بهدلیل تشخیص نادرست، مرتکب اشتباه در رفتار مىشوند و این اشتباه رفتارى در مواردى مىتواند خسارتهاى جبرانناپذیرى در پى داشته باشد.
در فضاى فتنهگون، حق و باطل در هم آمیخته مىشود و باطل حقنما شده و بالعکس بر چهره حق غبارى باطلنما مىنشیند. در چنین شرایطى، تشخیص حق از باطل و شناخت پیروان واقعى هر یک از دیگرى دشوار مىشود.
کسانى بر روى صحنه فتنه 88 بازیگرى کردند که داراى سابقه حضور در جبهه انقلاب و نظام اسلامى بودند. در این فتنه موسوى با هشت سال سابقه نخستوزیرى، کروبى با هشت سال سابقه ریاست مجلس شوراى اسلامى و چندین مسؤولیت دیگر، آقاى خاتمى با هشت سال سابقه ریاست جمهورى و چند مسؤولیت دیگر و دهها نفر دیگر که در طى سه دهه حیات جمهورى اسلامى در پستها و مسؤولیتهاى کلیدى و مؤثر نظام اسلامى از مقام وزارت و وکالت گرفته تا استاندار و فرماندار بازیگرى کرده و براى رسیدن به مقاصد خود به مقابله با نظام اسلامى پرداختند، اما در کنار این گروه، دو گروه بازیگر دیگر در عرصه فتنه فعال بوده و این سه گروه در پیوند با یکدیگر بهصورت یک مثلث، جبهه واحدى را تشکیل دادند. این دو گروه عبارتند از:
1- قدرتهاى سلطهگر و استکبارى به همراه متحدین منطقهاى و عوامل داخلى آنها؛
2- اپوزیسیون داخلى به همراه جریان ضدانقلابى خارجنشین.
براى هر انسان کنجکاو و حساس نسبت به تحولات محیط سیاسى در ایران اعم از انقلابى و غیرانقلابى، مذهبى و غیرمذهبى، شکلگیرى و پیدایى چنین جبههاى با سه گروه بازیگر ذکرشده، این سؤال را در پى دارد که دلیل همراهشدن گروه اول با سابقه انقلابى و دو گروه دیگر با سابقه دشمنى و مقابله با انقلاب اسلامى چه مىباشد؟ آیا در گروه اول تحول و دگردیسى رخ داده و یا گروه دوم و سوم دست از دشمنى با اساس انقلاب و نظام اسلامى برداشتهاند.
واقعیت این است که در ماهیت قدرتهاى استکبارى و جریانهاى ضدانقلابى نه تنها هیچ تغییرى حاصل نشده بلکه تضاد و دشمنى آنان با اسلام، انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى بیشتر از قبل شده است. بنابراین باید این تغییر و تحول را در مواضع فکرى و رفتارى گروه اول جستوجو کرد.
گروه اول را مىتوان همان گروهى نامید که پس از دوم خرداد 1376 با عنوان جبهه دوم خرداد سامان یافت و با زیرکى خاص بر خود نام جبهه اصلاحات نهاد. مواضع این جریان در قبال انقلاب اسلامى، نظام اسلامى، ارزشها و دستاوردهاى انقلاب در طى دوره دوم خرداد بهگونهاى بود که مىتوان براى آنها بهجاى جریان اصلاحطلب، عنوان جریان تجدیدنظرطلب را بهکار برد؛ جریانى که در مواضع اعتقادى، باورهاى دینى، آرا و اندیشههاى سیاسى و همچنین عملکرد انقلابى خود تجدیدنظر کرده و دیگر حاضر نیست در مسیر انقلاب اسلامى و براى تحقق اهداف جمهورى اسلامى گام بردارد. از طرف دیگر این جریان تجدیدنظرطلب که مسیر خود را از مسیر ملت انقلابى جدا کرده، حاضر به ترک صحنه سیاست و پیشهکردن انزوا هم نیست.
در دوره دوم خرداد این جریان با نفوذ به ساختار قدرت و تسلط بر قواى مقننه و مجریه، تلاش بسیارى کرد تا تحت عنوان توسعه سیاسى و اصلاحات، تغییرات اساسى و بنیادینى را در کشور انقلابى و اسلامى ایران رقم بزند.
در دوره موسوم به دوره اصلاحات، این جریان نه تنها نتوانست به اهداف خود برسد، بلکه با فاششدن منویاتش و فروافتادن پرده از چهره واقعىاش، مردم به آنها بىاعتنایى کرده و از قدرت سیاسى اخراج کردند. رویکرد این جریان به انتخابات ریاست جمهورى دوره دهم بهگونهاى بود که فتنه 88 را بهوجود آورد.
بازگشت و تسلط به قدرت سیاسى به هر قیمت
جریان تجدیدنظرطلب با چند شکست پىدرپى در انتخابات، براى حفظ موقعیت خود و ارتقابخشیدن به این موقعیت و تحقق اهدافش در ایران، به این جمعبندى رسیده بود که باید در انتخابات ریاست جمهورى سال 88 به هر شکل ممکن وارد قدرت شده و کار نیمهتمام خود در دوره موسوم به اصلاحات را تمام کرده و بر حرکتهاى انقلابى با ماهیت اسلامى و دینى در ایران نقطه پایان نهد.
این رویکرد انتخاباتى جریان دوم خرداد بود که زمینههاى همراهشدن دو جریان دیگر شامل قدرتهاى استکبارى و ضدانقلابیون با آنان را فراهم ساخت. در واقع آمریکایىها، اروپایىها و صهیونیستها و تمامى جریانهاى ضدانقلابى، ملاحظه کردند همان هدفى که آنان در ایران تعقیب مىکردند، اکنون از سوى جریانى با سابقه انقلابى دنبال مىشود.
اینگونه این سه جریان با سوابق متضاد، جبهه واحدى را علیه جمهورى اسلامى تشکیل دادند و در بستر انتخابات دهم، توطئهاى مشترک را طراحى کرده و به اجرا درآوردند. با توجه به اینکه برخى از نیروهاى گروه اول در نظام بوده و بعضاً همچنان داراى مسؤولیت، پیوند بین این گروه با دو گروه دیگر، امکان نفوذ و تأثیرگذارى دشمنان بر مسائل داخلى کشور را نسبت به گذشته بهصورت قابل ملاحظهاى افزایش داد.
این وضعیت جدید که در طول سالهاى بعد از انقلاب بىسابقه بود، همان حالت بیمارى بود که حادث شد و حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهورى در واقع علائم، نشانهها و عوارض این بیمارى بود. جریان دوم خرداد براى رسیدن به اهداف مورد نظر، رهبرى، نظام اسلامى و نهادهاى انقلابى بهویژه سپاه و بسیج را بهعنوان مهمترین مانع سر راه خود ارزیابى کرده و تنها راه عبور از این موانع را همراهساختن مردم با خود و مبارزه با نظام از موضع ملت مىدانست.
براى تحقق این امر، گامهاى سهگانهاى را در قالب سناریویى که اساس آن از انقلابهاى مخملین الهام گرفته بود طراحى و اجرا کرد. اسناد و مدارک فراوانى وجود دارد که در این سناریونویسى، عناصرى از هر سه جریان شامل دوم خردادىها، قدرتهاى استکبارى و ضدانقلاب خارجنشین مشارکت داشتهاند.
گامهاى سهگانه براى کسب قدرت
گام اول: رسیدن به قدرت با رأى مردم؛ جریان تجدیدنظرطلب براى رسیدن به قدرت، گام اول را با هدف جلب آراى مردم با تخریب رئیس جمهور و دولت نهم برداشت.
سیاهنمایى از وضع موجود، بزرگنمایى تهدیدات خارجى و بزرگنمایى برخى مشکلات داخلى از یکطرف و خود را ناجى کشور و ملت معرفىکردن از طرف دیگر، مجموعه اقداماتى بود که انجام گرفت تا مردم از اصولگرایان و کاندیداى آنان رویگردان شده و به نامزد دوم خردادىها رأى دهند.
این جریان براى رسیدن به نتیجه قطعى در این مرحله، سراغ میرحسین موسوى که داراى سابقه مثبتى در انقلاب بود و اقشارى از جامعه او را توانمند در اداره کشور مىپنداشتند، رفت. چهرهپردازى از میرحسین موسوى بهگونهاى انجام گرفت که براى برخى از هواداران این توهم پیش آمد که بهطور قطع او برنده انتخابات خواهد بود.
گام دوم: رسیدن به قدرت با ابطال انتخابات؛ بر اساس سناریوى طراحىشده براى دستیابى به قدرت به هر قیمت، گام دوم در صورتى برداشته مىشد که جریان دوم خرداد طبق گام اول موفق به پیروزى در انتخابات با کسب آراى اکثریت نشود.
این مرحله از سناریو با الگوگیرى از انقلابهاى مخملى طراحى شده بود و بر اساس آن نامزد شکستخورده در صحنه انتخابات مدعى تقلب در انتخابات شده و با هدف ابطال انتخابات؛ هواداران را به خیابانها فرامىخواند.
دوم خردادىها که از قبل به رأىنیاوردن نامزد مورد نظر خود اطمینان داشتند، از سال 1387 مقدمات لازم براى برداشتن گام دوم پس از برگزارى انتخابات را فراهم ساخته و براى اجراى این گام زمینهسازى کردند.
بحثهاى مربوط به سلامت انتخابات، تشکیل کمیته صیانت از آرا، شبکهسازىهاى اجتماعى و هویتبخشى به هواداران با نمادهایى از قبیل رنگ سبز، میتینگهاى تبلیغاتى و طرح شعارهایى از قبیل، اگر تقلب نشه، میرحسین رئیس جمهور مىشه و... همگى با آمادهکردن زمینههاى لازم براى لشکرکشىهاى خیابانى براى اعمال فشار به نظام براى ابطال انتخابات بود.
طراحان این سناریو بر این باور و اعتقاد بودند که چنانچه با حضور هواداران در خیابانها و آنها را اکثریت ملت معرفىکردن، موفق به ابطال انتخابات شوند، پیروزى آنان در انتخابات مجدد با سازوکارهاى جدید که از سوى خود آنان ایجاد مىشود، قطعى خواهد بود.
گام سوم: نافرمانى مدنى با نامشروع دانستن دولت؛ گام سوم در صورتى برداشته مىشد که نظام در برابر خواسته تجدیدنظرطلبان مبنى بر ابطال انتخابات مقاومت کرده و آنرا نپذیرد. بر اساس این گام، در این مرحله استمرار لشکرکشىهاى خیابانى و کشاندن آن به تمامى شهرهاى کشور و فراگیرکردن نافرمانى مدنى در نظر گرفته شده بود، با این توجیه که دولت با رأى کثیف و ناسالم بهدلیل تقلب در انتخابات به قدرت رسیده، نامشروع است و باید ساقط شود.
خطبههاى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى در روز جمعه 29 خرداد 1388 نشان داد که نظام اسلامى قصد باجدهى به هیچکس را ندارد و در برابر جریان توطئهگر با تمام توان خواهد ایستاد. در چنین شرایطى حوادث پس از انتخابات از قبیل درگیرىها و ناآرامىها رخ داد.
سه جریان به هم پیوندخورده با کمک رسانههاى استکبارى و صهیونیستى، تلاش کردند که در این صحنه ملت را یکطرف و حکومت را طرف دیگر معرفى کرده و اینگونه القا کنند که اکنون این مردم ایران هستند که در برابر نظام ایستاده و به آن معترض هستند. سکوت برخى از خواص به جریانى که باطل بود و علیه نظام اسلامى با کمک دشمنان خارجى و تمامى ضدانقلابیون چنین توطئه پیچیدهاى را به اجرا در آورده بود، بسیار کمک کرد.
جمعبندى
حماسه 9 دىماه سال 1388 که بهدنبال هتک حرمت مقدسات اسلامى و اهانت به ارزشهاى دینى و انقلابى و جسارت به مقام شامخ ملت ایران توسط عناصر ضدانقلاب داخلى که بهواسطه پشتیبانى و حمایت اربابان خارجى از جمله آمریکا، در روز عاشوراى همان سال یعنى در 6 دى صورت گرفت، حرکتى بىبدیل و در نوع خود حماسهاى بىنظیر بود که توسط ملت بزرگ و با بصیرت ایران بهوقوع پیوسته و برگ زرین دیگرى به کتاب تاریخ انقلاب اسلامى افزوده شد.
حضور عظیم و خودجوش مردم، معرفت دینى و بصیرت سیاسى، پایبندى بیش از پیش به انقلاب و آرمانهاى انقلابى، پیوند تنگاتنگ عاشورا و مقدسات اسلامى با انقلاب، بیعت مجدد با ولى امر مسلمین و رهبرى انقلاب، ژرفنگرى و واقعبینى به مسایل و موضعات داخلى و جهانى و همچنین استقامت و پایدارى، از جمله مهمترین شاخصهایى است که در حماسه نه دى تجلى یافته و به منصه ظهور نشست.
گرامیداشت این روز بزرگ که در مقام اهمیت و برجستگى، اگر بیشتر از یوم الله 22 بهمن نباشد، کمتر از آن نیست، در مقطع فعلى نظام بینالملل بهخصوص در آمریکا و اروپا و بعضى کشورهاى غربگراى خاورمیانه و شمال آفریقا که روابط بین ملتها و دولتها در آنها در حال از هم فروپاشیدن است، از اهمیت فوقالعادهاى برخوردار است چراکه 9 دى بیش از هر چیز، در ذات خود نشانگر دلبستگى تام مردم ایران به نظام مقدس اسلامى و پایبندى ملت به آرمانهاى انقلاب و رهبرى است. در حالىکه نظامهاى سیاسى- اقتصادى غرب از درون توسط شهروندان داخلى که بعد از سالها از خواب غفلت بیدار شدهاند، بهصورت بسیار جدى و قاطع به چالش کشیده شده و بهدنبال این چالش، جنبشهاى اعتراضى مردمى سرتاسر نظام سرمایهدارى را از آمریکا تا آلمان، فرانسه، ایتالیا، بریتانیا، بلژیک و... فراگرفته است، پاسداشت 9 دى که سند زندهاى مبتنى بر اعلام وفادارى مجدد ملت با نظام و رهبرى است، اعتبار فوقالعادهاى به خود مىگیرد.
بنابراین، بزرگداشت این روز به یاد ماندنى که سبب یأس و ناامیدى قدرتهاى بزرگ بیگانه و مداخلهگر نیز شد و عبرتهاى فراوان و پندهاى متعددى را هم براى آنها به ارمغان آورد، در نوع خود یک حماسه است و این از امتیازات برجسته نظام مقدس جمهورى اسلامى است، که بزرگداشت حماسههاى تاریخىاش نیز در قالب یک حماسه خود را متبلور نموده و مقام تجلى مىیابد و روز بزرگداشت نیز حماسهآفرین مىشود.