به گزارش خبرنگار حوزه ادبیات گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ سعدی از شاعران زبان فارسی است اهالی ادب او را استاد سخن، پادشاه سخن، شیخ اجل، حتی به طور مطلق استاد نامیده اند. عمده عمر وی با حکومت اتابکان فارس، حمله مغول به ایران و سقوط بسیاری از حکومت های آن زمان نظیر خوارزمشاهیان و عباسیان همزمان بود. البته سرزمین فارس به دلیل تدبیر ابوبکر بن سعد زنگی از حمله مغولان در امان ماند. سعد بن زنگی همان کسی است که سعدی در دیباچه کتاب گلستان از وی یاد میکند.
بنابر این گزارش، قرن ششم و هفتم هجری دورانی بود که تصوف و عرفان در آن رواج داشت. اثر این دو موضوع را می توان در آثار این شاعر مشاهده کرد. هرچند موضوع تمام غزلیات سعدی عرفانی نیست و مضامین عاشقانه هم در آثارش دیده می شود. وی در بوستانش به بیان مسائل اخلاقی می پردازد و گلستانش سرشار از پند و حکمت است. در گلستان هم می توان بابی درباره عشق و جوانی پیدا کرد. سعدی هزلیات هم سروده است. هزلیات نامی است که به رساله های سعدی با عنوان های «مطایبات مضحکات و خبثیات» می دهند. سعدی اثر مستقلی به زبان عربی ندارد، اما در میان آثارش می توان به اشعاری برخورد که به این زبان سروده شده اند. این دسته از آثارش را می توان به صورت قطعه، قصیده و تک بیت مشاهده کرد.
سعدی شیرازی به سبک عراقی شعر می سرود. با این حال نشانه هایی از سبک خراسانی هم در آثارش دیده می شود. سبک عراقی همان سبکی بود که در قرن های ششم تا هشتم هجری در ایران رواج داشت. در این سبک شاعران نسبت به دوره های قبل بیشتر از کلمات عربی استفاده می کردند. نوع آرایه های ادبی که در این دوره به کار می رفت با دوره های قبل متفاوت بود. این تغییر سبکی به یکباره اتفاق نیفتاد، بلکه در طول زمان ایجاد شد. حافظ هم از شاعران سرآمد دیگری است که به سبک عراقی شعر می سرود.
ویژگی بارز آثار سعدی را می توان سهل و ممتنع بودن آثارش دانست، یعنی مفهوم آثار سعدی را می توان به راحتی دریافت. از این رو شعر سعدی را ممتنع می دانند که بیان مفاهیم شعری اش با زبانی روان و آنگونه که سعدی می سراید کار هرکسی نیست. سعدی در گلستان به سراغ نثر مسجع می رود؛ این ویژگی کتاب گلستان را برای مخاطب سخت نمی کند و وی می تواند مفاهیم حکایت هایش را به راحتی دریابد. ویژگی دیگری که آثار سعدی دارد، ایجاز است؛ یعنی سعدی مفاهیم عمیق را در عباراتی کوتاه و موجز بیان می کند سعدی این ویژگی را زمانی در آثارش استفاده می کند که هم عصرانش عبارات را با اطناب و طولانی می نویسند و در میان جملاتشان می توان جملات معترضه را دید. طنز و شوخ طبعی هم از دیگر ویژگی های آثار سعدی است.
آرامگاه سعدی در شمال شرقی شیراز، دامنه کوه بهندژ و در کنار باغ دلگشا واقع شده است.این مجموعه با عنوان سعدیه هم نامیده می شود. محل دفن سعدی خانقاهی بود که وی در سال های پایانی حیات خود در آن می زیست. این خانقاه در نزدیکی سرچشمه های نهر رکن آباد واقع شده بود و در سال ۹۹۸ هجری قمری به حکم یعقوب ذوالقدر حکمران فارس تخریب شد. این بنا و محوطه آن در اثر مرور زمان رو به زوال گذاشت و در دهه ۱۳۲۰ خورشیدی عملاً به بنایی مخروبه و کثیف و زیستگاه مگسها تبدیل شد. در این زمان، با توجه به اتمام بنای حافظیه، علی اصغر حکمت، رئیس وقت انجمن آثار ملی ایران، به فکر احداث بنایی جدید و مناسب افتاد. با تلاشهای وی، طراحی و ساخت این عمارت جدید، بر عهده محسن فروغی، معمار ایرانی و علی صادق گذاشته شد.
معماری بنای جدید سعدیه، با استفاده از عناصر معماری ایرانی انجام شد. این بنا از یک ایوان ستوندار بلند و یک رواقِ کشیده تشکیل شده است. رواق و ایوان بهصورت L جانمایی شدهاند. در محل برخورد ایوان و رواق که مزار سعدی در آن قرار دارد، یک گنبد از کاشی فیروزهای تعبیه شده است. آب قنات نیز در آبنمای موسوم به حوض ماهی در زیرزمین مجموعه جریان دارد. این مجموعه در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد.
مرکز سعدیشناسی، از سال ۱۳۸۱ خورشیدی، روز ۱ اردیبهشت را روز سعدی اعلام کرد .در اول اردیبهشت ۱۳۸۹ خورشیدی، در «اجلاس شاعران جهان» در شیراز، نخستین روز اردیبهشت، از سوی نهادهای فرهنگیِ داخلی و خارجی، بهعنوان «روز سعدی» نامگذاری شد. محمدعلی همایون کاتوزیان، منتقد ادبی، با توجه به شواهدی در گلستان، معتقد است که سعدی پس از نگارش بوستان دچار نوعی افسردگی شد و با این فکر که عمر خود را به بطالت گذرانده و به ایام پیری رسیدهاست، دست از کار کشید؛ اما دوست یا دوستانی او را به نوشتن کتاب جدیدی مصمم کردند.
سعدی نگارش کتاب «گلستان» را کمتر از یک سال بعد از تدوین «بوستان»، در اول اردیبهشت سال ۶۵۶ هجری شروع کرد و «هنوز از گلِ بوستان بَقیّتی موجود بود» که نگارش آن را به پایان رساند؛ بنابر این کتاب گلستان در مدت پنج یا شش ماه نوشته شد که (به نظر محمدعلی همایون کاتوزیان) شبیه به معجزه است و میتواند نشانی از فرح و انبساطی باشد که پس از یک دوره افسردگی -موقتاً- بروز میکند. سعدی این کتاب را تلویحاً به سعدبن ابوبکر زنگی، ولیعهد جوان فارس تقدیم و ابراز امیدواری کرد وی این کتاب را بپسندد.
پیشتر، عادت بر این بود که غالباً بدون گفتگو، داستانهای گلستان و بوستان را به عنوان بخشی از سرگذشت سعدی قلمداد کنند. از معروفترین صاحبنظرانی که چنین رویکردی داشتهاند، میتوان به هنری ماسه، علیاصغر حکمت و محمد خزائلی اشاره کرد. مطالعات نشان میدهد برخی از این حکایات جنبه تخیلی دارد و واقعی نیست یا دست کم در بیان آن مبالغه شدهاست؛ بنابر این نمیتوان این داستانها را بهعنوان سرگذشت واقعی سعدی پذیرفت. یکی از این سرگذشتها، حکایت بتی دیدم از عاج در سومنات... است که نمونهای از مقامهنویسی است و واقعیت ندارد.
سعدی اصولاً سفری به هندوستان نداشتهاست. داستان از این قرار است که سعدی در بتخانهٔ سومنات، مردم را در حال پرستش بتی میبیند که ادعا میشد صبحها دست خود را برای ستایش خداوند به سوی آسمان دراز میکند. سعدی درمییابد که یک برهمن در درون بت پنهان میشود و با کشیدن ریسمانی، دست بت را حرکت میدهد. متقابلاً، برهمن هم درمییابد که سعدی متوجه موضوع شدهاست. پس از بیم جان، برهمن را میکشد و از راه هندوستان و یمن به حجاز میگریزد.
سعدی در مدت اقامت در دمشق، به علت دلگیری از دوستان خود، از آنها کنارهگیری میکند و سر به بیابان میگذارد. اما اسیر فرنگیان و در شهر طرابلس به کار اجباری گماشته میشود. در این اثنا، آشنایی او را میبیند و سعدی را از صاحبانش میخرد. این شخص سعدی را به شهر حلب میبرد و دختر خود را به عقد وی درمیآورد. به استناد این حکایت، برخی معتقدند که سعدی اسیر فرنگیان شده و به اروپا سفر کردهاست.
ضیاء موحد اصل داستان اسارت را قابل رد یا اثبات نمیداند، اما بر این عقیده است که منظور سعدی از فرنگ، اروپا نیست؛ چون در آن دوران، طی جنگهای صلیبی، فرنگیان استحکاماتی را در منطقه شام به وجود آوردهبودند، که به اَفرَنج یا اَفرَنجیه شهرت یافتهبود و سعدی نیز به اسارت محافظان یکی از همین قلعهها درآمدهبود. موحد برآورد میکند این اتفاق -البته در صورت واقعیت داشتن- به احتمال زیاد بین سالهای ۶۴۵ تا ۶۵۲ قمری (۱۲۴۸ تا ۱۲۵۴ میلادی) طی هفتمین مرحله از جنگهای صلیبی رخ داده باشد.
سعدی در حدود سال ۶۵۵ قمری به شیراز بازگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف ساکن شد. وی در این زمان به حاکم فارس، اتابک ابوبکر بن سعد زنگی بسیار نزدیک شد و -مانند پدر- به دربار رفتوآمد پیدا کرد.
ذبیحالله صفا، معتقد است اشتغال سعدی در دربار، به عنوان شاعر درباری نبوده است. در این دوران سعدی به تدوین و تصنیف اشعار و رسائل خود پرداخت. با توجه به شواهدی که در کتاب بوستان وجود دارد، سعدی در بازگشت از سفر تصمیم گرفت که «سخنهای شیرینتر از قند به سوغات آوَرَد». بدین جهت کتاب بوستان را در سال ۶۵۵ قمری نوشت و به ابوبکر بن سعد زنگی، حاکم وقت شیراز، تقدیم کرد.
انتهای پیام/