به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، روز گذشته حجتالاسلام حامد کاشانی، کارشناس مذهبی در برنامه تلویزیونی «ماه من» مطالبی را درباره توحید گفت که با واکنشهای متفاوت کاربران در فضای مجازی همراه شد. او در این برنامه محبت امیرالمومنین(ع) را اصل دین خواند و توحید را بدون پذیرش ولایت با عنوان «توهم» اعلام کرد.
پس از پخش این برنامه، برخی مغرضانه بخشی از صحبتهای او را تقطیع و تلاش کردند اصل توحید را از منظر نگاه این کارشناس بیارزش جلوه دهند و برخی هم در فضای مجازی و بهویژه توییتر پستهایی را در انتقاد از صحبتهای او به اشتراک گذاشتند.
برخی از کاربران هم نظرات خود را در موافقت با صحبتهای حجتالاسلام کاشانی به اشتراک گذاشتند و سعی کردند بدون قضاوت عجولانه و بدون غرضورزی به این موضوع نگاه کنند.
اما بهتر است برای روشن شدن موضوع بخشی از صحبتهای حجتالاسلام کاشانی درباره توحید را که سحرگاه دیروز در برنامه «ماه من» پخش شد مشاهده کنید.
حواشی پیشآمده در فضای مجازی و برداشت اشتباه از صحبتهای این کارشناس باعث شد تا حجتالاسلام کاشانی سحر امروز در همین برنامه حاضر شود و توضیحات بیشتری را درباره اصل این موضوع بدهد که در ادامه ویدئوی آن را مشاهده میکنید.
امام عليه السلام معرفت خدا را اين گونه توصيف فرمودند:
تصديق الله عز و جل و تصديق رسوله صلي الله عليه و آله و سلم و موالاه علي عليه السلام و الائتمام به و بائمه الهدي عليهم السلام و البرائه من عدوهم، هکذا يعرف الله عز و جل.
معرفت خدا عبارت است از تصديق خداي بزرگ و قبول نبوت حضرت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و اعتقاد به ولايت حضرت علي عليه السلام و پيروي از آن حضرت و از ديگر پيشوايان الهي عليهم السلام و بيزاري از دشمنان آنان، خدا اين گونه شناخته مي شود. [کافي180:1]
پیامبر خطاب به اهل بیت خود فرمودند :
چه میوه ای از میوه های بهشتی میل دارید بمن بگوئید تا به جبرائیل بگویم از بهشت برایتان بیاورد.
امام حسین که در آن روزگار در سنین کودکی بودند از بقیه اهل خانواده سبقت گرفتند. رفتند در دامن رسول خدا نشستند و عرضه داشتند :
پدر جان به جبرائیل بگوئید از خرماهای بهشتی برای ما بیاورد .
و حضرت رسول اکرم هم به خواسته حسین خود جامه عمل پوشانیدند و به جبرئیل دستور دادند یک طبق از خرماهای بهشتی برای اهل بیت بیاورد.
مدتی نگذشت که جبرائیل یک طبق خرمای بهشتی را آورده و در حجره حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت.
پیامبر خطاب به دختر خود فرمودند : فاطمه جان یک طبق خرمای بهشتی در حجره تو نهاده شده است ، آنرا نزد من بیاور .
حضرت زهرا آن طبق را آوردند و نزد پدر گذاشتند. پیامبر خرمای اول از درون ظرف برداشتند و در دهان سرور جوانان اهل بهشت امام حسین نهادند و فرمودند « حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » سپس خرمای دوم را از درون ظرف برداشتند و در دهان دیگر سرور جوانان اهل بهشت امام حسن نهادند و باز فرمودند «حسن جان نوش جانت ، گوارای وجودت ». خرمای سوم را در دهان جگر گوشه خود حضرت زهرا نهادند و همان جمله را هم خطاب به حضرت زهرا بیان کردند.
خرمای چهارم را هم در دهان حضرت علی نهادند و فرمودند « علی جان نوش جانت، گوارای وجودت » خرمای پنجم را از درون ظرف برداشتند و باز دوباره در دهان حضرت علی نهادند و همان جمله را تکرار نمودند .
خرمای ششم را برداشتند، ایستادند و در دهان حضرت علی گذاشتند و باز همان جمله را تکرار کردند.
در این هنگام حضرت زهرا فرمودند : پدر جان به هر کدام از ما یک خرما دادید اما به علی سه خرما و در مرتبه سوم هم ایستادید و خرما در دهان علی گذاشتید . چرا بین ما اینگونه رفتار کردید ؟
رسول اکرم خطاب به دختر خود فرمودند:فاطمه جان وقتی خرما در دهان حسین نهادم ، دیدم و شنیدم که جبرائیل و مکائیل از روی عرش ندا بر آورده اند که : «حسین جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به تبع آنها این جمله را تکرار کردم وقتی خرما در دهان حسن نهادم باز جبرائیل و مکائیل همان جمله را تکرار کردند و من هم به تبع آنها آن جمله را گفتم که « حسن جان نوش جانت ».
فاطمه جان وقتی خرما در دهان تو نهادم دیدم حوری های بهشتی سر از غرفه ها در آورده اند . و می گویند « فاطمه جان نوش جانت ، گوارای وجودت » من هم به پیروی از آنها این جمله را تکرار کردم.اما وقتی خرما در دهان علی نهادم شنیدم که خداوند از روی عرش صدا می زند « علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت » . به اشتیاق شنیدن صوت حق خرمای دوم در دهان علی نهادم باز هم خداوند از روی عرش ندا زد که «هنیأ مرئیاً لک یا علی » نوش جانت ، گوارای وجودت علی جان.به احترام صوت حق از جا برخاستم و خرمای سوم در دهان علی نهادم ، شنیدم که باز خداوند همان جمله را تکرار کرد و سپس به من فرمود:« یامحمد ، بعزّت و جلالم قسم اگر تا صبح قیامت خرما در دهان علی بگذاری من خدا هم تا قیامت می گویم علی جان نوش جانت ، گوارای وجودت».
جلاءالعیون علامه مجلسی
خدا حجت الاسلام کاشانی را حفظ کند.
گروهی بغض علی را در دل کاشته اند که البته با چنین دل هایی از درک حقیقت عاجزند.